برای در یافت نرم افزار هک سی دی و فیلترشکن سی دی ایمیل بزنید.
مدیریت بهره وری و كیفیت
بهزاد امیرحسینی
استمرار بقا مهم ترین نیاز كلیه موجودات زنده و سازمانهاست . زیرا تنها در سایه برقراری و استمرار بقا است كه می توان در جهت رسیدن به اهداف و اجرای ماموریتهاتلاش كرد. نكته جالب توجه آن كه موضوع بقا تنها به سازمانهای هدفمند، پویا و درتعامل با محیط اختصاص ندارد. بلكه سازمانهایی هم كه در طول زمان علت وجودیشان منتفی شده و یا اهداف و ماموریتهای خود را فراموش و یا گم كرده اند نیز، بقا را جایگزین علت وجودی منتفی شده و یا اهداف فراموش شده خود كرده و با تمام قوا در این راه (بقابرای بقا) می كوشند. البته اینگونه سازمانها در انتهای راه خود قرار داشته و در آینده ای نزدیك در صورت حذف حمایت دولتها، سریعا متلاشی شده و از بین خواهند رفت وبه همین دلیل موضوع این بحث ، قرار ندارند. لكن امروزه شانس بقای سازمانهای پویا و درتعامل با محیط نیز (به علت بروز شرایط شدیدا رقابتی و دشوار محیطی ) در مقایسه باگذشته به شدت كاهش یافته و در معرض خطرات بیشتری قرار گرفته است و اینگونه سازمانها نیز برای حفظ بقا و جایگاه خود ضروری است ، ضمن پیش بینی صحیح تحولات آینده (كه لزوما ادامه گذشته نخواهند بود) و متناسب با تحولات پیش بینی شده و رخ داده ، سازماندهی و روشهای اجرایی و عملیاتی و حتی در صورت لزوم ،ماموریتهای خود را طی روندی دائمی ، بازنگری و بهنگام سازند.
سازمانهای موفق در برابر تهدیدهای ضعیف از طریق برنامه ریزیهای تاكتیكی و دربرابر تهدیدهای قوی از طریق برنامه ریزیهای استراتژیك از خود عكس العمل نشان داده وآماده رویارویی و غلبه بر تهدید و حتی الامكان تبدیل آن به فرصت می شوند.
شرایط شدیدا رقابتی موجود، كه غالبا سازمانها را علاوه بر رقبای شناخته شده درمقابل رقبایی قرار می دهد كه حضورشان قابل پیش بینی نیست ، قطعا تهدیدی بسیار قوی به شمار می رود كه جز با برنامه ریزیهای استراتژیك قدرتمند، نمی توان با آن مقابله كرد.برنامه هایی استراتژیك ، نظیر تغییر در سیاستها، تغییر در اهداف و تجدید ساختارسازمانی .
مدیریت بهره وری و كیفیت
مدیریت بهره وری و كیفیت برنامه ای استراتژیك است كه با بهره گیری از آخرین نتایج علوم انسانی و علوم فنی و انسجام موفقیت آمیز آنها توانسته خود را به عنوان فرآیندی نوآورانه و خلاق و مستمر معرفی و عرضه كند كه (در صورت استفاده صحیح و متناسب با ویژگیهای سازمانهای مختلف از آن ) می تواند پاسخگوی نیاز سازمانها به بقا و یاحداقل ، افزایش دهنده ضریب اطمینان آنها به بقا و رشد باشد.
البته چنانچه بهبود بهره وری و كیفیت نیازمند انجام تغییرات اساسی در سازمان باشد(كه غالبا هم به همین گونه است ) بدیهی است كه یك مدیریت تغییرات دقیق نیز مورد نیازخواهد بود تا امور به نحو مطلوب به سازمان برسند.
تعاریف مرتبط با بهره وری و كیفیت
اگرچه تمایل به بهبود وضعیت و ارتقا سطح زندگی از زمان پیدایش بشر همواره درذات او وجود داشته و تنها موجود روی كره خاكی است كه روش زندگی اش هیچ گاه باگذشته اش یكسان نبوده و تاكنون همواره روندی تكاملی داشته است و این نشانه توجه عملی او به مفاهیمی نظیر كیفیت و بهره وری است .
لكن تعاریف موردنظر از واژه های كیفیت و بهره وری در ادبیات مدیریتی امروز (و ازجمله مقاله حاضر) مفاهیمی تكامل یافته از مقولاتی هستند كه پس از وقوع انقلاب صنعتی و به عنوان ابزارهایی برای رفع مشكلات سازمانها و كمك به رشد و تكامل آنهاساماندهی شده اند.
بهره وری : استفاده كارآمد و موثر از منابع ، در تولید محصولات و خدماتی است كه نیازهاو خواسته های استفاده كنندگان را تامین می كند. این مفهوم گسترده بهره وری ، ارتباطنزدیك آن را با كیفیت معلوم می كند. فرهنگ بهره وری نیز به عنوان فلسفه محوری سازمانها، به رفتار، ارزشها الگوهای كار شكل می دهد و هدف سازمان را برای ایجاد ارزش بیشتر از منابع در دسترس ، تامین نیازهای مشتریان ، توسعه روابط كاری ، هماهنگی بین مدیریت و نیروی كار و سهیم شدن عادلانه در دستاوردهای توسعه بهره وری ، بین مشتریان ، كارگران ، مدیران و سرمایه گذاران تامین می كند، هدف نهایی فرهنگ بهره وری بهبود كیفیت زندگی كاری و كیفیت خود زندگی است (ولی شركتها سازمانهای رفاهی نیستند) و این هدف را باید در محیط بازار و با رقابت شدید به دست آورند و برتری سازمانی كلیدی برای رسیدن به آن اهداف است ، بنابراین فرهنگ بهره وری باید سیستمی نهادینه را در خود جذب كند كه به صورت خودكار و پویا نسبت به تغییرات محیط و بازارعكس العمل نشان دهد.
كیفیت : نیز میزان انطباق محصولات یا خدمات را با معیارها، مشخصات و یا انتظارات برخاسته از ماهیت ، خصوصیات ، كاركردها، عملكرد و هزینه ها مشخص می كند،مدیریت كیفیت محصولات را با عیوب كمتر و هزینه های پایین تر تولید می كند و این به مفهوم بهبود بهره وری است خصوصا در شرایط فعلی كه بهبود در كیفیت و نیروی كاردیگر منحصر به عملیات ساخت نیست . همچنین بهبود بهره وری شامل استفاده از منابع و فرآیندهای با كیفیت بالا به منظور تولید ستانده هایی است كه كیفیت بهتر دارند، از این رو بهبود كیفیت به معنی بهبود بهره وری و بهبود بهره وری به مفهوم بهبود كیفیت است .
توضیح علت آنكه این دو سیستم سالهای نسبتا زیادی هم هدف ولی جدا از هم وتحت عناوینی غیر یكسان به فعالیت می پرداخته اند، آن است كه كیفیت (با وجود مفهوم گسترده و فراگیر مستتر در آن ) در ابتدای راه به دلیل نوپابودن و استفاده صرف از ابزار ساده و ابتدایی و یك سو نگر بازرسی (INSPECTION) و كنترل كیفیت آماری محصولات (SQC) تنها توانسته بود محدوده كوچك (كنترل كیفیت عملكرد تولیدات كارخانه ای ) راتحت پوشش خود قرار دهد و اصولا توجهی به دیگر بخشهای سازمان نداشت .پس ازچندی ، مسئولان علاقه مند و كارشناسان شاغل در بخشهای غیر از خط تولید كارخانه ها ویا سازمانهای ستادی كه خارج از حیطه توجه كیفیت (با مفهوم ابتدایی آن ) قرار گرفته بودند برای سروسامان دادن به اوضواع وعملا بهبود كیفیت كارهای خویش دست به كارتهیه ، تدوین و اجرای روشهایی شدند، كه نام بهره وری به خود گرفت و در ابتدا متقابلامسئولیت آن را تنها تحت پوشش در آوردن و بهبود بخشهایی از امور تلقی كردند كه خارج از حوزه كنترل كیفیت عملكرد محصولات كارخانه ای قرار گرفته بودند.
البته در گذر زمان و بلوغ تدریجی شیوه های مورد استفاده در سیستم كیفیت و نیز درسیستم بهره وری ، حیطه های تحت پوشش و بهره مند از منافع این دو سیستم ، آرام آرام وارد مرحله هم پوشانی شده و نهایتا به دلیل آنكه هر دو سیستم اهداف مشابهی را دنبال می كرده اند براساس منطق هم پایانی علمی ، این هم پوشانی به كلیه سطوح سازمان گسترش یافته و عملا امروزه دیگر فرآیندی را در سازمانها نمی توان یافت كه نتواند به طورهم زمان تحت پوشش بهره وری و كیفیت قرار گیرد.
در چنین شرایطی فلسفه استقلال تشكیلات عهده دار بهره وری ، و تشكیلات عهده داركیفیت ، مقبولیت و موضوعیت خود را از دست داده و ادامه وضع را به صورت عاملی ضد بهره وری و ضد كیفیت جلوه گر می سازد.در چنین شرایطی ، آخرین ماموریت مستقل تشكیلات بهره وری و نیز كیفیت را می توان ادغام و اتحاد با یكدیگر دانست تا ضمن ارتقابهره وری و كیفیت سازمان ، (از طریق حذف تشكیلات موازی ) در صورت مدیریت صحیح فرآیند وحدت ، باعث ایجاد سینرژی مثبت و از آن طریق افزایش مجدد بهره وری و كیفیت سازمان شوند.
تعریف جدید بهره وری و كیفیت
بهره وری و كیفیت درواقع دو روی یك سكه اند و مفهوم آنها محدود به تولید كالای كارخانه ای نیست . بلكه در مفهومی وسیع تر كلیه فعالیتهای واحدهای صنعتی را از جمله فروش ، بازاریابی ، اداری مالی ، مهندسی ، و حتی وسیع تر از آن ، همه كار و فعالیتها در كل و یا جزء نظامها دربر می گیرد.
در تعریف جدید توجه به كیفیت اهمیت دارد، زیرا كیفیت بخش اساسی از بهره وری و درواقع عامل عمده آن است ، بخصوص اگر علاوه بر كیفیت محصولات ، به كیفیت كل كسب و كار و سیستم ها و عناصر تولید، راهبرد، سازماندهی ، افراد، تكنولوژی ، فرآیندهاو.... نیز اندیشیده شود.
چگونگی بهبود بهره وری و كیفیت
بهبود در بهره وری و كیفیت به تصادف و یا از روی شانس حاصل نمی شود بلكه تماما نتیجه فرآیندی آگاهانه است یعنی در مدیریت بهره وری و كیفیت همواره بایدگلوگاهها و حوزه های امكان بهبود شناسایی شوند. لذا ضروری است سیستم های سازمانی و فضای عملیاتی لازم برای پیشبرد و تداوم پژوهش برای بهبود فراهم آید.
در این رابطه لازم به ذكر است كه ساماندهی و مدیریت فضای عملیاتی (رفتاری )منطقا، مهمترین عامل دررسیدن به بهره وری است ، چرا كه بسیاری از ابتكارهای خوب ،در مواجهه با فضای عملیاتی نامناسب بیش از هر عامل دیگر بی ثمر شده اند.
همچنین باید نگرشها و شایستگیهای لازم برای هریك از اعضا سازمان متناسب باشان و توان آنان از طریق آموزش صحیح و مدیریت منابع انسانی ایجاد شود،مكانیسم هایی برای به كارگیری تمام سطوح بهره وری و كیفیت اجرا شود، نظارت وارزیابی مداوم بر دستاوردهای بهره وری و كیفیت صورت پذیرد تا شناسایی حوزه هایی ممكن شود كه امكان بهبود بیشتر در آنها وجود دارد. و به طور خلاصه برای استمراربهبود باید یك سیستم مدیریت بهره وری و كیفیت وجود داشته باشد.
البته رسیدن به چشم انداز زیبای رشد و بقا كه به عنوان نتایج وحدت بخشهای بهره وری و كیفیت (به شرط اجرای صحیح فرآیند مدیریت بهره وری و كیفیت ) سعی درترسیم آن به عمل آمد و منطقا می بایست مورد علاقه و اهتمام تمامی طرفهای ذینفع سازمان قرار گیرد. نیازمند فراهم آوردن مقدماتی است كه به صورت خلاصه به معرفی آنهاپرداخته می شود:
1 - وجود اعتقاد منطقی و تعهد عملی در مدیریت ارشد سازمان به این نكته مهم واساسی كه نیل به اهداف چرخه بهبود بهره وری و كیفیت علاوه بر آنكه جزء اصلی ترین وظایف و مسئولیتهای مدیریت ارشد است همواره در اولویت اول سازمان نیز قرارخواهد داشت .
2 - مشخص كردن جایگاه فعلی وضعیت سازمان و فاصله آن با دورنمای مطلوب وترسیم شده .
3 - مشخص شدن طرفهای ذینفع سازمان و تعیین میزان علاقه مندی و توانایی هریك ازآنها در كمك به سازمان برای رسیدن به شرایط مطلوب .
4 - تدوین برنامه اجرایی واقع بینانه و متناسب با نقاط قوت و ضعف سازمان و به هنگام نگهداشتن آن از طریق مرور دائم برنامه و تاثیردادن بازخوردهای به وجود آمده در جهت تصحیح و تكمیل برنامه .
5 - ایجاد فضای عملیاتی لازم و ضروری برای پیشبرد اهداف برنامه و ایجاد پذیرش عمومی اصلاحات و تغییرات از طریق به اجرا درآوردن تدابیر مناسب و دارای پشتوانه ازجانب مدیریت ارشد.
منابع و ماخذ
1 - كتاب مدیریت بهره وری و كیفیت . (برنامه مدولار) تهیه شده توسط سازمان بهره وری آسیایی و سازمان بین المللی كار. انتشارات بصیر، چاپ اول 1378.
2 - رافاتل اگوایو، آموزه های دكتر دمینگ ، مترجم : میترا تیموری . انتشارات آموزه ، چاپ اول 1378.
3 - آموخته های دوره كارشناسی ارشد مدیریت اجرایی و تجربیات شغلی حاصل از 14 سال تصدی مشاغل مدیریتی اجرایی و ستادی .
تبلیغات 
